Tuesday, April 10, 2007

ایندفعه دیگه کم آوردم


من اصولا آدم زیاد پر توقعی نیستم و شاید همین هم برای من مشکل ساز بوده.
توی زندگی هم خوش شانس بودم و هم بد بیاری داشتم. اما همیشه بعد یه مدت تونستم خودم رو جمع کنم و یه راهی پیدا کنم.
اما ایندفعه دیگه کم آوردم. توی یه سازمان دولتی توی این اوضاع وانفسای کمبود کار جزو نه نفر اول امتحان باشی . بعد که برات حکم بزنن خجالت بکشی که این چه رقم حقوقه اونم بعد از چند سال کار در سازمانهای مختلف با کلی سابقه که حساب نشد.
بعدشم تو امتحان دکترا که قبول بشی بهت بگن طبق دستور دولت بورسیه دکترا از امسال ممنوع شده و تازه دیگه ماموریت تحصیلی نمی دن.
خوبه دیگه. بالاخره فهمیدیم تو این مملکت هم مثل خارجه درس خوندن تو مدارج بالا برای پولداراست و اگه یکی باشه مثل من که زن و زندگی داشته باشه به زعم اساتید دانشگاه بدرد درس خوندن نمی خوره و به زعم دولتی ها بدرد پیشرفت. احتمالا
من که دیگه انگیزم رو از دست دادم.