Wednesday, April 25, 2007

روز مصاحبه. آزمون دکترا

تو آزمون دکترا قبول شدم و رفتم برای مصاحبه. اما ازم چی پرسیدن
اول اینکه چرا معدل لیسانست پایینه. نمیگن اگه درس بلد نبود که امتحانو قبول نمیشد.
بعدشم گیر دادن که چرا چند سال فاصله بین فوق لیسانس و دکترات فاصله افتاده. فکر می کنم خیلی راحت دست بسر شدم

Tuesday, April 10, 2007

ایندفعه دیگه کم آوردم


من اصولا آدم زیاد پر توقعی نیستم و شاید همین هم برای من مشکل ساز بوده.
توی زندگی هم خوش شانس بودم و هم بد بیاری داشتم. اما همیشه بعد یه مدت تونستم خودم رو جمع کنم و یه راهی پیدا کنم.
اما ایندفعه دیگه کم آوردم. توی یه سازمان دولتی توی این اوضاع وانفسای کمبود کار جزو نه نفر اول امتحان باشی . بعد که برات حکم بزنن خجالت بکشی که این چه رقم حقوقه اونم بعد از چند سال کار در سازمانهای مختلف با کلی سابقه که حساب نشد.
بعدشم تو امتحان دکترا که قبول بشی بهت بگن طبق دستور دولت بورسیه دکترا از امسال ممنوع شده و تازه دیگه ماموریت تحصیلی نمی دن.
خوبه دیگه. بالاخره فهمیدیم تو این مملکت هم مثل خارجه درس خوندن تو مدارج بالا برای پولداراست و اگه یکی باشه مثل من که زن و زندگی داشته باشه به زعم اساتید دانشگاه بدرد درس خوندن نمی خوره و به زعم دولتی ها بدرد پیشرفت. احتمالا
من که دیگه انگیزم رو از دست دادم.

Saturday, April 7, 2007

تصادفات رانندگی

آقاق این چه وضعیه
من از موقعی که ماشینمو سه سال پیش گرفتم تا حالا پنج بار تصادف کردم. .
دو بار اولش من زدم به مردم اونم اول رانندگیم بود
سه بار بعد اما مردم زدن به من
اونم از پشت
بار اول یه زانتیا پرتم کرد تو پیاده رو شانس آوردم سالم موندم ( به کوری چشم بعضی ها نه تنها نمردم , جاییم هم نشکستو اصلا توریم نشد )
اما دو دفعه بعدشو صبحش یه پیکانه که ترمز بریده بود زد بهم سپر رو قر کرد. ظهرش تو بزرگراه یه زنه زد بهم.
آخه من نمی فهمم این چه وضعیه. مگه کله کچل منو نمیبینن. آخه دیگه زنه چه ... بود که از پشت بهم زد